
توی این دو روزی که برگشتم نمیتونم احساسم رو بیان کنم و بگم چقدر خوشحالم.اینکه بشینم ساعتها پای سیستم و وبلاگهای مورد علاقه و دوستانم رو ببینم و مطالبشون رو بخونم و کامنت بزارم باز حس روزهای خوب زندگی و کلی انرژی و انگیزه بهم بده.
اما خب بین سایتهای مورد علاقم چندتایی هم حذف شدن که واقعا نارحت کنندس.
در این میون دوستان جدید دیگه ای میان و با اونها آشنا میشم با وبلاگهای جدید و طرز فکرای جدید. شبکه های اجتماعی مثل تلگرام و اینستا گرام که بیشتر شبیه رسانه های پلنگ پرور و عکس محور هستن جدای مزیتهایی که دارن برای جامعه ما جز تنبلی فکری و اجتماعی و تا حدی درامدهای مبنی بر معرفی شغل چیز دیگه ای ندارن.
اما اینکه برای اکثریت مردم ، حکم یه زندگی دوم و نقاب داره.خیلی خوش آب و رنگ اما خالی از واقعیت.پروفایلهای کاذب و بیشتر به هدف جذب جنس مقابل (نه مخالف) و خب به طبع انتشار و ترویج فرهنگهای فکری نو ظهور و ظاهر محور!
در این سالهایی که فعالیت نمی کردم ، تجربه های زیادی کسب کردم.و مهمترینش اعتماد نکردن به حرفهای ادمها بود.یادم میاد زمانی که با دوستان وبلاگ نویس تبادل کامنت و لینک و گفتگو داشتیم، هویت و شرایط همه دوستان صادقانه برامون مشخص بود. از دوستان اینستاگرامم به جرات 90% در طی صحبتهای طولانی تر متوجه دروغهای هویتیشون شدم.اینکه بعد از سالها هنوز میبینم توی لینکهای وبلاگهای دوستان قدیمیم هستم خوشحالی وصف ناپذیری داره.
من برگشتم به اینجا چون نیاز دارم باز اعتماد کنم.
نیاز دارم روزهای خوب داشته باشم مثل روزهایی که بدو بدو زودتر میرفتم دانشگاه تا کارگاه و سایت دانشگاه کامنتهای جدید بچه ها رو زیر پستهام چک کنم و جواب بدم.
حسهای خوب با ادمایی که اهل قلم و تفکرن. نه موجوداتی خیالی وموقتی
برچسب: اینستادروغ,
نویسنده: سجاد میرزاپور